سرافراز علیه ضرغامی: اخراجی دوره ضرغامی، مدیر تلویزیون شد/انتصابات سرافراز، یک _ یک به نفع اصولگرایی!

عصر قانون _ سرویس سیاسی:       محمد سرافراز، رییس جدید سازمان صدا و سیما در مهم‌ترین انتصاب خود، مدیریت ارشد شبکه‌های تلویزیونی را به یک مدیر سابق صدا و سیما سپرد. علی‌اصغر پورمحمدی، رییس سابق شبکه ۳ در دوران ریاست عزت‌الله ضرغامی، سال ۹۱ برکنار شد و پس از آن انتقاداتی را متوجه […]

 

 

عصر قانون _ سرویس سیاسی:

 

 

 

محمد سرافراز، رییس جدید سازمان صدا و سیما در مهم‌ترین انتصاب خود، مدیریت ارشد شبکه‌های تلویزیونی را به یک مدیر سابق صدا و سیما سپرد. علی‌اصغر پورمحمدی، رییس سابق شبکه ۳ در دوران ریاست عزت‌الله ضرغامی، سال ۹۱ برکنار شد و پس از آن انتقاداتی را متوجه صدا و سیما و رییس‌اش کرد. این مدیر اصولگرا و پرسابقه، هم اکنون ریاست مرکز رسانه‌ای قوه قضاییه را برعهده دارد و پسرعموی مصطفی پورمحمدی، وزیر دادگستری است.

 

از برکناری جنجالی تا بازگشت و ترفیع

 

 

به گزارش سرویس سیاسی عصر قانون، کمتر از دو هفته است که محمد سرافراز، مدیر سابق شبکه پرس‌تی‌وی پس از ریاست ۱۰ ساله عزت‌الله ضرغامی در سازمان صدا و سیما، سکان ریاست رادیو و تلویزیون جمهوری اسلامی را در اختیار گرفته و در این مدت جز انتخاب مشاور فرهنگی خود، تغییر عمده و مهمی انجام نداده بود. انتصاب «معاون سیمای سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی» کلیدی‌ترین تغییر و تحولی است که در دوران رییس جدید رخ داده و علی‌اصغر پورمحمدی با حضور در این پست، مدیریت و راهبری ارشد شبکه‌های پرتعداد تلویزیونی را برعهده خواهد گرفت.

 

 

poormohammadi seda o sima

 

 

پورمحمدی که پسرعمویی شناخته‌شده‌تر از خود دارد، پس از برکناری از سازمان صدا و سیما به عنوان قائم‌مقام سیدمحمد حسینی، آخرین وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی دولت احمدی‌نژاد انتخاب شد. او سال گذشته با حکمی از سوی صادق لاریجانی، به عنوان رییس مرکز رسانه‌ای قوه قضاییه برگزیده شد که راه‌اندازی خبرگزاری رسمی این قوه، میزان، از ابتکارات دوران مدیریت اوست.

 

 

پورمحمدی پس از برکناری از مدیریت شبکه سه و در جلسه تودیعش، انتقادات تندی نسبت به ضرغامی عنوان کرد و گفت ضرغامی اداره تلویزیون را به «فردی که قبلا رئیس حراست یک فروشگاه در شاه عبدالعظیم بوده» واگذار کرده و این آدم «بی‌هنر» بر هنرمندان مسلط شده است.

 

 

او همچنین مدعی شد که بردن نامش در صدا و سیما و روزنامه جام‌جم ممنوع شده و به کنایه اضافه کرد: «درخواست دیگری که از مهندس ضرغامی دارم، این است که وقتی یک مدیر را منصوب می‌کنید، نمی‌گویم امتحان هنر، بلکه امتحان عقل از او بگیرید.»

 

 

او همچنین ادعا کرد که عده‌ای به ضرغامی گفته‌اند «شما به تلویزیون کاری نداشته باشید زیرا ما می‌دانیم چگونه آن را اداره کنیم‌».

 

 

در آن زمان بیش از ۱۰۰ تن از هنرمندان که در میان آن‌ها چهره‌های سر‌شناس تلویزیونی هم دیده می‌شد با انتشار بیانیه‌ای خواستار ادامه حضور پورمحمدی شده بودند.

 

انتصابات سرافراز

 

 
پیش‌بینی می‌شود با حضور پورمحمدی، سریال‌های تلویزیونی رونق بیشتری بگیرد و تعدادی از چهره‌های هنری که در سال‌های اخیر کمتر با تلویزیون همکاری داشته‌اند، بار دیگر در قاب شبکه‌های انحصاری سیمای جمهوری اسلامی ظاهر شوند.

 

 

در متن حکم محمد سرفراز برای پورمحمدی، ماموریت‌هایی درنظر گرفته شده که در صدر آن‌ها، «ساماندهی و بازتعریف ماموریت شبکه‌ها و کانال‌های سیما» قرار دارد. همچنین خواسته شده که برنامه‌ها بر پایه دین، اخلاق و نیز سبک زندگی اسلامی ـ ایرانی «ارتقاء و تعمیق محتوایی» داده شود و نشاط و امید در جامعه ایجاد گردد.

 

 

یک خبرگزاری تحلیل کرده که «سرافراز با اعتماد به پورمحمدی جسارت را به تلویزیون برمی‌گرداند و حضور چهره‌های گوناگونی که به نوعی از تلویزیون فاصله گرفته‌اند نیز با حضور او امری بدیهی است.» این خبرگزاری معتقد است شناخت پورمحمدی از ساختار تلویزیون و همچنین آشنایی او با مدیران مختلف، باعث خواهد شد تا انتصابات بعدی در سازمان با نظر او باشد.

 

 

اما دیگر انتصاب سرافراز سمت و سوی دیگری دارد. یکی از تندرو‌ترین ستون نویسان کیهان را که از نزدیکان وحید جلیلی و گروه موسوم به عماریون است به عنوان مشاور فرهنگی خود برگزیده است.

 

 

مشاور رییس سازمان صدا و سیما، امین صدیقی، ستون نویس روزنامه کیهان و از نزدیکان به حسن شایانفر است. او با دفتر موسوم به «دفتر مطالعات جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی» یا‌‌ همان «قرارگاه شهید باقری» که از سوی وحید جلیلی و به بهانه «جنگ نرم» تاسیس شده، ارتباطات گسترده‌ای دارد.

 

صدا و سیما پس از ضرغامی

 

 

سازمان صدا و سیمایی که ضرغامی از خود به جای گذاشته با مشکلات متعددی مواجه است که از جمله مهم‌ترین آن‌ها افت شمار بینندگان و کاهش بودجه است. در بهمن ماه سال ۹۲ اعلام شد که صدا و سیمای جمهوری اسلامی ۸۰۰ میلیارد تومان کسری بودجه دارد اما تاسیس شبکه‌های جدید همچنان از سوی ضرغامی مصرانه پیگیری می‌شد. به نظر می‌رسد بازگرداندن افرادی همچون پورمحمدی در راستای سامان دادن به وضعیت آشفته فعلی صورت می‌گیرد. بسیاری از رسانه‌ها و چهره‌های دولتی از جمله حسام الدین آشنا، مشاور مطبوعاتی حسن روحانی ابراز امیدواری کرده بودند که با تغییر رییس سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی، فضای این رسانه به نفع نیروهای معتدل تلطیف شود.

 

 

سرافراز اما به لحاظ سیاسی، شخصیتی «مرموز» توصیف می‌شود که به گفته برخی منابع، حسین محمدی، معاون سیاسی صدا و سیما و معاون فرهنگی بیت رهبری، حامی اصلی او برای رسیدن به صندلی ریاست بوده است.

 

 

نام سرافراز از سال گذشته به لیست تحریم‌های اتحادیه اروپا به عنوان یکی از ناقضان حقوق‌بشر اضافه شد. وی که از سال ۷۱ در پست معاونت برون مرزی صدا و سیما فعالیت می‌کرد، چند سالی نیز در مقر این سازمان در برلین مستقر بود. او همچنین مدیریت شبکه‌های تلویزیونی العالم، هیسپان تی‌وی و آی‌فیلم را به عهده داشت و اکنون به بالا‌ترین مقام این سازمان رسیده است.

 

 

او در مراسم معارفه خود، اعتراضات مردمی به نتیجه انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۸ را «ترفند آمریکا» دانست که هدف آن، «سرنگونی مردم» بود.



تاريخ : ششم آذر 1393 | 11:52 | نویسنده : توکلی

 

همه‌چیز از ساعت ۵بعدازظهر دوشنبه شروع شد. دختر جوان در حال عبور از خیابان ۶. ۳۲ نیروی هوایی بود که موتورسیکلتی با ۲سرنشین در چندقدمی‌اش توقف کرد. جوانی از ترک موتور پایین پرید و درحالی‌که یک بطری در دست داشت به طرف دختر رفت.

برای همین وقتی جواب رد شنید، سناریوی اسیدپاشی را طرح کرد تا درست در ثانیه‌های آخر خودش را سپر بلای آن دختر کند و با نجات او، علاقه‌اش را به‌دست آورد. اما نقشه‌ای که کشیده بود در آخرین ثانیه‌ها و دخالت مردم شکست‌خورد. درحالی‌که جنجال پرونده اسیدپاشی‌های‌ اصفهان هنوز تمام نشده و همه منتظرند تا خبر دستگیری اسیدپاش را بشنوند، کیلومتر‌ها آنطرف‌تر و در تهران ماجرای عجیبی رخ داد. ماجرایی که هر چند در ابتدا اسیدپاشی به‌صورت یک دختر جوان به‌نظر می‌رسید اما در ادامه مشخص شد که یک سناریوی عاشقانه است؛ درست مثل فیلم‌های هندی.
 
 شروع ماجرا
همه‌چیز از ساعت ۵بعدازظهر دوشنبه شروع شد. دختر جوان در حال عبور از خیابان ۶. ۳۲ نیروی هوایی بود که موتورسیکلتی با ۲سرنشین در چندقدمی‌اش توقف کرد. جوانی از ترک موتور پایین پرید و درحالی‌که یک بطری در دست داشت به طرف دختر رفت. وقتی به چند قدمی او رسید، خواست محتوی داخل بطری را به طرف دختر بپاشد که در همین هنگام پسر جوانی به طرف دختر دوید و خودش را سپر بلای او کرد.
 
محتوی داخل بطری که اسید بود روی کمر پسر جوان پاشیده شد و جوان اسیدپاش سوار موتور شد که فرار کند اما در همین حین ۲جوان بسیجی که از آنجا می‌گذشتند به طرف اسیدپاش دویدند. هنوز موتور از محل دور نشده بود که یکی از جوان‌ها با لگد ضربه‌ای به موتور زد و اسیدپاش و راننده نقش زمین شدند. آن‌ها دوباره فرار کردند اما در ‌‌نهایت راننده موتور کمی جلو‌تر از سوی ۲ جوان بسیجی دستگیر شد.
 
 جوان آشنا
چند متر آنطرف‌تر و در جایی که اسیدپاشی رخ داده بود، دختر جوان وحشتزده به پسری نگاه می‌کرد که باعث نجاتش شده بود. آن پسر را به خوبی می‌شناخت. اسمش سعید بود. سعید از مدت‌ها قبل به این دختر ابراز علاقه کرده و حتی به او پیشنهاد ازدواج داده بود. هر چند دختر جوان به او جواب رد داده، اما حالا سعید از زندگی‌اش گذشته بود تا از اسیدپاشی روی دختر موردعلاقه‌اش جلوگیری کند.
 
اسید روی کاپشن سعید ریخته شده و فقط کمی از کمر او را سوزانده بود. دختر جوان هنوز گیج بود و نمی‌توانست این اتفاق را باور کند. لحظاتی بعد مأموران کلانتری رسیدند و دختر جوان و سعید را به‌عنوان شاکی و راننده موتورسیکلت را به‌عنوان همدست اسیدپاش به کلانتری انتقال دادند.
 
 راز عجیب
راننده موتور اسمش حسین است. جوانی ۱۹ساله که در‌‌ همان بازجویی‌های اولیه همه‌چیز را اقرار کرد. حسین گفت که همه ماجرا یک سناریو بوده که طراح آن کسی جز سعید نیست. یعنی‌‌ همان جوانی که رویش اسید ریخته شده است. حسین اعتراف کرد که سعید به دختر جوان علاقه زیادی داشت اما از وقتی از او جواب رد شنید تصمیم گرفت هر طوری شده علاقه‌ این دختر را به‌دست آورد.
 
برای همین قرار شد که حسین و دوست دیگرشان وانمود کنند که می‌خواهند به‌صورت دختر جوان اسید بپاشند و در همین هنگام سعید سر برسد و خودش را سپر بلای دختر کند تا با نجات جانش، علاقه او را به‌دست آورد و بتواند با وی ازدواج کند. مأموران وقتی این اعترافات را شنیدند از سعید هم بازجویی کردند و او جواب داد که همه حرف‌های حسین درست است. به این ترتیب راز اسیدپاشی فاش شد و مأموران توانستند متهم فراری پرونده یعنی‌‌ همان جوان اسیدپاش را نیز دستگیر کنند. به گفته سرهنگ محمدیان، رئیس پلیس آگاهی تهران، برای هر سه‌متهم پرونده قرار قانونی صادر شده و تحقیقات تکمیلی از آن‌ها ادامه دارد.
 
 گفت‌وگو با طراح سناریوی اسیدپاشی
سعید هرگز تصور نمی‌کرد نقشه‌ای که کشیده بود در آخرین لحظات با شکست روبه‌رو شود. گفت‌وگوی با او را بخوانید.
 
چند وقت بود که آن دختر را می‌‌شناختی؟
مدتی قبل در کافی نت یک مجتمع تجاری کار می‌کردم و آن دختر را زمانی که برای خرید کتاب آمده بود دیدم و عاشقش شدم.
 
چیزی درباره علاقه‌ات به او گفته بودی؟
بعد از مدتی، سد راهش شدم و از علاقه‌ام به او گفتم. حتی به وی پیشنهاد ازدواج دادم. اما وقتی به من جواب رد داد، همه رویا‌هایم رنگ باخت.
 
 تحصیلاتت چقدر است؟
لیسانس کامپیو‌تر دارم.
 
به خواستگاری نرفتی؟
می‌خواستم اول از او جواب مثبت بگیرم و بعد به خواستگاری بروم اما وقتی جواب رد داد به هم ریختم.
 
چرا جواب رد داد؟
کمی قبل از پدرم شنیدم که ظاهرا آن دختر خواستگار دارد و می‌خواهد با یکی از اقوامش ازدواج کند. وقتی شنیدم شوکه شدم. قسم می‌خورم که اگر می‌دانستم خواستگار قطعی دارد، هرگز مزاحمش نمی‌شدم و اصرار نمی‌کردم.
 
نقشه‌ای که کشیدی دقیقا چه بود؟
می‌خواستم مثل فیلم‌های قدیمی فردین‌بازی کنم تا علاقه‌اش را به‌دست آورم. با خودم گفتم اگر او را از اسیدپاشی نجات دهم، حتما عاشقم می‌شود. ماجرا را با ۲‌نفر از دوستانم مطرح کردم. ابتدا قبول نمی‌کردند اما اصرار کردم. بالاخره قبول کردند. رفتیم و اسید خریدیم. قبلش ۲ بار همه ماجرا را بازسازی کردیم. البته نه با اسید. با آب. نقشه این بود که ابتدا دوستانم برای آن دختر ایجاد مزاحمت کنند و من جلو بروم و فراریشان دهم.
 
بعد از چند دقیقه آن‌ها برای انتقام گیری با اسید برگردند و درست وقتی روی آن دختر اسید می‌ریزند، من بپرم وسط و اجازه ندهم روی آن دختر اسید بریزد. برای این کار یک کاپشن کلفت پوشیدم تا قبل از اینکه اسید پوستم را بسوزاند، آن را درآورم. روز حادثه همه‌چیز طبق نقشه پیش رفت اما پس از اسیدپاشی، یکی از دوستانم هنگام فرار گیر افتاد و همه‌چیز برملا شد.
 
پشیمانی؟
خیلی. آبروی خانواده‌ام را بردم.



تاريخ : ششم آذر 1393 | 11:46 | نویسنده : توکلی
عكسی قابل‌‌تامل از احترام به رییس‌جمهور!
 
گروه سیاسی: در عكس‌های منتشر شده از ورود رییس‌جمهور به مجلس برای معرفی وزیر علوم، در حالیكه علی لاریجانی و دیگر اعضای هیات رییسه مجلس به احترام روحانی نیم‌خیز شده‌اند، مهرداد بذرپاش از حلقه اولیه یاران احمدی نژاد و عضو گروه پایداری، روی صندلی خود نشسته است. عكس‌های فارس و ایسنا را ببینید:





عارف: فضایی که در مجلس وجود دارد باید تغییر کند/مدیریت جدید صدا و سیما پیام انتخابات 92 را دریافت کند/انشاالله مساله حصر در راستای امنیت ملی حل شود

 

عضو شورای انقلاب فرهنگی با بیان اینکه فضایی که در مجلس وجود دارد باید تغییر کند درباره مدیریت جدید صدا و سیما گفت» امیدواریم مدیریت جدید صدا و سیما پیام انتخابات خرداد 92 را دریافت کرده باشد و با اتخاذ تدابیر صحیح، دیگر اتفاقات نامناسب گذشته که در رسانه شاهد بودیم تکرار نشود.

 

به گزارش امید،دکتر محمدرضا عارف در آیین افتتاح انجمن دانشجویان ایران اسلامی دانشگاه ارومیه در پاسخ به سوالی درخصوص پرونده موسوم به کرسنت با انتقاد از رسانه ای شدن اینگونه موضوعات گفت: در صورت بروز تخلفی در این پرونده در چارچوب قانون می بایست به این موضوع رسیدگی شود.
وی همچنین در پاسخ به سوال دیگری درباره توافقنامه سعدآباد در پرونده هسته ای در دولت اصلاحات ،گفت:در دولت اصلاحات فناوری هسته‌ای پیشرفت خوبی کرد و در آن زمان تعامل خوبی با کشورهای طرف مقابل داشتیم و مطالبات ما در آن مقطع سقف درخواست دولت بعدی بود.و همگان دیدند که در دوران اصلاحات پرونده ایران به شورای امنیت نرفت.البته در تمامی دولت ها پیگیری پرونده هسته ای در چارچوب سیاستهای نظام بود.
رئیس بنیاد امید ایرانیان در ادامه خاطرنشان کرد: سیاستهای مربوط به پرونده هسته‌ای در همه مقاطع در شورای عالی امنیت ملی و تحت نظارت رهبر معظم انقبلاب پیگیری می شود.
عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام همچنین در پاسخ به پرسشی درخصوص مساله حصر آقایان موسوی،کروبی و خانم رهنورد نیز گفت: من در هر محفل دانشجویی که می روم این مساله جزء مطالبات دانشجویان است.امیدوار بودیم با روی کار آمدن دولت آقای روحانی این معضل حل شود چرا که جزء وعده های انتخاباتی ایشان بود.البته مطمئنا این مضوع جزء دغدغه‌های رئیس جمهور است و انشالله این مشکل درراستای امنیت ملی حل شود.
دانشجویی ازعارف پرسید آیا انصراف شما در انتخابات ریاست جمهوری بخاطر حضور در انتخابات مجلس آینده بود که رئیس بنیاد امید ایرانیان در پاسخ گفت: در زمانی که از ادامه رقابت‌های انتخاباتی کناره گیری کردم به تنها چیزی که فکر نمی کردم انتخابات مجلس بود.در آن مقطع به این فکر می کردم که تصمیمی بگیرم که به نفع مردم و نظام باشد .می‌خواستیم مسیر دولت اصلاح شود که این امر محقق شد و برای همین از تصمیم پشیمان نیستم.
وی در پاسخ به سوال دیگری درباره انتخابات مجلس آینده با بیان اینکه فضایی که در مجلس قرار دارد باید تغییر کند،خاطرنشان کرد: باید افراد متخصص و با تجربه و با نگاه ملی در مجلس آینده حضور داشته باشند،اصلاح طلبان می توانند اکثریت مجلس آینده را بدست بیاورند و در راستا تلاش خواهیم کرد.
عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی در پاسخ به پرسشی درباره تغییر مدیریت صدا و سیما و اینکه با تغییر مدیریت آیا رویه گذشته تغییر خواهد کرد ؟گفت: امیدواریم مدیریت جدید صدا و سیما پیام انتخابات خرداد 92 را دریافت کرده باشد و با اتخاذ رویه صحیح اتفاقات نامناسب گذشته تکرار نشود.
وی در واکنش به سوال دانشجویی که مدعی دریافت پول از سوی سید محمد خاتمی از جورج سورس شده بود گفت: طرح اینگونه اتهامات آن هم برای فردی که هشت سال رئیس جمهور بود درست نیست.شنیدم از طریق برخی بزرگان به انتشار دهندگان این اتهام تذکر داده شد و چند وقتی است اینگونه اتهامات تکرار نمی شود.

 

عارف همچنین درباره نحوه تعامل اصلاح طلبان با دولت گفت: معتقدم هر فرد و گروهی با دولت مخالفت کند بی انصافی کرده استو اصلاح طلبان تاکنون نهایت همکاری با دولت انجام داده اند.

 

همچنین محمدرضا عارف که در اجلاس تشکل ها و انجمن های اسلامی دانشجویان در دانشگاه آزاد اسلامی ارومیه و در جمع فعالین دانشجویی برگزار شده بود ضمن تبریک به مناسبت میلاد امام باقر و گرامیداشت هفته بسیج، این ایام را به همه بسیجیان تبریک گفت.

 

عارف همچنین ضمن تشکر و قدردانی از مجلس شورای اسلامی برای خاتمه دادن به پرونده وزارت علوم و تعیین وزیر برای این نهاد اجرایی مهم کشور در ماهی که مرتبط با دانشگاه و دانشجو است، گفت: به آقای دکتر فرهادی نیز تبریک میگویم و امیدوارم که بتواند مسئولیت خطیری که بر دوش دارند در مقطع زمانی که خطیر است  به خوبی به انجام برسانند.

 

وی در خصوص فلسفه تاسیس دانشگاه آزاد اسلامی گفت:به نظر من تاسیس این دانشگاه براساس نیاز جامعه و پاسخ به تقاضای اجتماعی بوده است.
عارف افزود: دانشگاه های دولتی نمی توانستند به تنهایی پاسخگوی نیازهای جامعه در حوزه علمی باشند و به همین منظور رشد کمی برای ایجاد شعب علمی_دانشگاهی در دهه اول انقلاب اسلامی در دستور کار مسئولین کشور قرار گرفت.

 

عارف با بیان اینکه هدف گذاری دانشگاه آزاد اسلامی در دهه دوم و سوم بر توسعه کمی و در عمدتا در مقطع کارشناسی بوده است افزود: خوشبختانه روند توسعه دانشگاه آزاداسلامی در دهه چهارم به ویژه با برنامه های دکتر میرزاده توسعه خواهد داشت.

 

رییس بنیاد امید با بیان اینکه نگاه میرزاده به آموزش عالی کشور نگاهی صرفا علمی است گفت: در دورانی که ایشان استاندار کرمان بودند در سفری 3روزه که به این شهر داشتم دیدگاههای ایشان را به مساله علم و فناوری شناختم. میرزاده در هر سمت و جایگاهی که قرار داشت ،نگاهی علمی را در برنامه ریزی هایش در دستور کار داشته است.

 

وی با بیان اینکه حضور دکتر میرزاده در جایگاه ریاست دانشگاه آزاد اسلامی فرصتی برای رشد علمی دانشگاه محسوب می‌شود گفت: کنترل رشد کمی و بالا بردن کیفیت درتعامل دانشگاه آزاد اسلامی با سایر دستگاه های اجرایی کشور و نیز رشد پژوهش محور فضای دانشگاه ها حاصل خواهد شد . و اهتمام ریاست جدید بر این موضوع نشان از رشد فزاینده فعالیت های علمی و فرهنگی در دانشگاه آزاد است .

 

عارف با ابراز خوشحالی از وجود 30تشکل دانشجویی در دانشگاه آزاد اسلامی گفت: این حرکت ارزشمندی است که امیدوارم قدم های مثبت و ماندگاری از تشکیل این اتحادیه در فضای دانشگاه آزاد و فضای علمی کشور وجود داشته باشد.

 

وی با بیان اینکه این گونه اقدامات بیانگر ذات اصلاح طلبی است گفت:ذات اصلاح طلبی با تندروی و نگاه کوتاه مدت در جبهه داخلی سازگاری ندارد.

 

رییس بنیاد امید ایرانیان همچنین در ادامه با اشاره به نقش کلیدی دانشجویان در همه بخش های توسعه و پیشرفت کشور افزود: دانشجویان در دوران بعد و قبل از انقلاب نقش بی بدیلی را در عرصه توسعه کشور ایفا کرده و لازم است دانشجویان در تعامل یکدیگر از تجارب تشکل های دیگر استفاده کنند.

 

وی افزود: به هر حال امروز آموزش عالی کشور ما برای تحقق آرمان ها و برنامه های کلان خود احتیاج به پویایی دانشگاه ها دارد و تاکنون به دلایل مختلف نتوانسته‌ایم در آن مسیر حرکت کنیم.

 

عارف با اشاره به ظرفیت بالای اسلام برای پاسخگویی به مسائل گفت مختلف در جامعه گفت: آگاهی و آزادی مبتنی بر اسلام است. اسلام ظرفیت پاسخگویی مسائل گونا‌گون را دارد و ظرفیت اسلام فراتر از این‌ها است.

 

رییس بنیاد امید ایانیان در ادامه یادآور شد: مهمترین مسئله که در انتخابات گذشته شاهد بودیم، تاکید بر اخلاقیت و عقلانیت است. حتما باید در همه کارها اخلاق و عقلانیت را ملاک قرار بدهیم. در یک نگاه سیاسی صرف، اخلاق جایگاهی ندارد. باید این دو محور اصلی را فراموش نکنیم. در هر جایی که کم کار هستیم ناشی از کم رنگ شدن این دو است. بهترین گروه برای توسعه این دو ویژگی ارزشمند شما دانشجویان عزیز هستید.

 

وی در این باره افزود: نکته مهم دیگر ضرورت تداوم حرکت جمعی است. شرط تاثیر گذاری شما، ماندگاری شماست. حرکات تند در هیچ شرایطی پاسخ نداده است. خطوط قرمز شما باید ارزش‌ها باشد. نگاه باید درازمدت باشد. حتی اگر در کوتاه مدت زیر سوال هستیم و برچسب‌های مختلف به ما زده می‌شود. الان فضا طوری است که جوان احساسی، یک موضع می گیرد در فضای سیاسی و دو دقیقه دیگر پشیمان می شود. در حالی که کار از کار گذشته است.

 

رییس بنیاد امید اایرانیان همچنین تأکید کرد: برای اینکه در دراز مدت تاثیرگذار باشیم، باید تداوم داشته باشیم و در چارچوب قوانین عمل کنیم و صبر داشته باشیم. .

 

وی با بیان اینکه دانشجو باید سیاسی باشد اما نباید تریبون های سیاسی خارج از دانشگاه باشد،تاکید کرد: ویژگی دانشجویی گذرا بودن افراد است. دانشجو رفتنی است دانشگاه سکوی ارتقا برای شماست دقت کنید استقلال خود را حفظ کنید؛ چراکه هر گروه سیاسی که چند نفر هستند می خواهند منویات خود را در دانشگاه پیاده کنند.

 

عارف در ادامه به دانشجویان توصیه کرد: ظرفیت نقد شوندگی را در خود بالا ببرید. نقد دیگران را تحمل کنید. نقد مشوقانه کنید. نقد شوندگی و نقد شدن را در خود تقویت کنید. با مردم تعامل داشته باشید و نمایندۀ خواسته‌های مشروعشان باشید. باید حرف مردم را گوش کنید و مطالبات مردم را پیگیری کنید. باید مسئله دریاچه ارومیه را که به عنوان یک بحران فرامنطقه ای است پیگیری کنید. اگرچه که دانشجویان نقش زیادی در حساس کردن مسئولین در این مورد داشته و دستاوردهایی نیز برای احیای دوباره این سرمایه ملی داشتند.

 

وی در ادامه خواستار همزبانی دانشجویان با آحاد مردم شد و گفت: تحمل خود را بالا ببرید و تعامل و همدلی داشته باشید. نباید اختلافات جزئی باعث شکاف شود. آستانه تحمل خود را با دوستان خود بالا ببریم. می توان با تعامل سازنده به همکاری با هم در محورهای مشترک برسیم. توصیۀ مواکد من این است که امیدوارم در آینده تشکل‌های دانشجویی به 300 تشکل برسد. بگویید ما چی داریم نگویید دیگران چه دارند. اخلاق مدیریتی ما که از قضا خوب هم نیست این شده که هی بگوییم گذشتگان چکار کرده‌اند. اثر مثبت روی دیگران بگذارید. همه می دانند وظیفه اصلی شما درس خواندن و در کنار آن فعالیت در تشکل های فرهنگی و سیاسی است. البته باید در چارچوب ظوابط و مقررات حرکت کنید.

 

رییس بنیاد امید ایرانیان  در ادامه دانشجویان را به استفاده از تجربیات پیشکسوتان فراخواند و افزود: شما برای اینکه خوب عمل کنید، هیچ راهی جز استفاده از تجربه گذشته ندارید.

وی در خاتمه ابراز کرد: خیلی خوشحالم که این افتخار نصیبم شد که در این دانشگاه حضور داشته باشم و این فرصت به من داده شد. البته امیدوارم مجوزهای لازم به شما داده شود تا بتوانید یک تشکل دانشجویی خوب داشته باشید. در حال حاضر بیش از دو میلیون دانشجو در دانشگاه آزاد مشغول به تحصیل‌اند و باید این ظرفیت را ایجاد کنیم که هر دانشجو هر جایی که هست خودش را عضوی از شما بداند. من امیدوارم شما در همه عرصه های کشور تأثیرگذار باشید و خدا به شما توفیق بدهد.
گفتنی است دکتر عارف در بدو ورود به ارومیه با حضور در گلزار شهدای این شهر نسبت به مقام شامخ شهیدان ادای احترام کرد



نمی‌توان درهای کشور را به روی دنیا بست
تحلیل خاتمی از فشارهای افراطیون به روحانی
 
گروه سياسي: رئيس جمهور اسبق كشورمان با بیان اینكه کسانی مامور شده‌اند که به وضع زندگی عزیزان دربند بیشتر رسیدگی كنند؛ گفت: برخوردهایی که صورت می گیرد، بیش از اینکه با هدف تحت فشار قرار دادن جناح های سیاسی باشد، برای فشار آوردن به آقای روحانی است تا به او بگویند ما هنوز هستیم و قدرت داریم و نمی گذاریم به آن شکل که شما می خواهید کار انجام بگیرد.
تحلیل خاتمی از فشارهای افراطیون به روحانی
رئيس جمهور اسبق كشورمان در دیدار جمعی از دانشجویان و استادان دانشگاه مفید ضمن تسلیت شهادت حضرت امام سجاد زین العابدین علی بن الحسین(ع) با اشاره به دغدغه هایی که حاضران درباره انتخابات مطرح کردند، گفت: حضور در انتخابات به معنای این است که افراد بتوانند از راه های قانونی و مردم سالارانه که بیان شده است مشارکت بیشتری در عرصه مدیریت و تصمیم گیری کشور داشته باشند. همه باید تلاش کنیم که آن راه های دموکراتیک به معنای واقعی دموکراتیک باشند یعنی تنها عنوان نباشد و زمینه آن وجود داشته باشد. عمدتا هم باید حاکمیت آن را فراهم آورد تا آن راهی که در قانون مشخص شده است و انقلاب ما خواسته، تحقق پیدا کند. همه ما هم باید شرکت کنیم. لابد دوستانی هم در حال فکر کردن به آن هستند و انشاءالله که بتوانند به نتیجه ای هم برسند.

حجت الاسلام سیدمحمد خاتمی با اشاره به رویکردها و شیوه های متنوع نسبت به مسایل گفت: افراد و گروه ها دیدگاه های مختلفی دارند و ممکن است دیدگاهشان با ما مخالف باشد، این اشکالی ندارد اما همه حرف ما این است که باید دیدگاه ها مطرح شود و به این شکل نباشد که بعضی دیدگاه ها محدودیت های فراوانی داشته باشند، در حالی که تمام زمینه ها برای طرح دیدگاه هایی دیگر فراهم شود و کسانی که آن دیدگاه را دارند برای انجام هر عملی در این کشور مصونیت داشته باشند. خوب است که همه دیدگاه ها باشند اما باید داوری را به عهده مردم گذاشت که کدام رویکرد، دیدگاه و روش را بیشتر می پسندند و همه تن به انتخاب مردم دهیم.

رییس جمهور پیشین ایران به انتخابات 92 اشاره کرد و گفت: در آن انتخابات یک رای 51 درصدی داشتیم و چند رای که مجموعا 8-47 درصد می شد اما این تفکری که امروز در پاره ای از دستگاه های کشور وجود دارد، از کدام بخش جامعه نمایندگی می کنند؟ آیا رواست که نمایندگان 7 تا 10 درصد خواسته های خود را به نام مردم بر جامعه و دولت تحمیل کنند و جلوی خواست مردم که حداقل به صورت 51درصد تجلی پیدا کرده است را بگیرند؟ البته این را هم باید در نظر گرفت که متجاوز از سی درصد جامعه در انتخابات شرکت نکرد که اگر آنها شرکت می کردند، یقینا کفه به نفع این 51 درصد بالا می آمد. حتی می توان گفت که بخش قابل توجهی از جامعه چیزهایی فراتر از آنچه آقای روحانی مطرح کرد، می خواستند و از این جهت شرکت نکردند؛ حتی کف خواسته هایشان در حد شعارهای مطرح شده نبوده است. زمان اصلاحات هم همینطور بود. به طور مثال اگر حدود هشتاد درصد مردم شرکت کردند، آن بیست درصد کسانی بودند که احساس می کردند حتی کف خواسته شان در شعارها و رویکرد افراد موجود مطرح نیست. منظور این است که اکثریت جامعه ای که این روش، منش و رویکرد را نمی پذیرد از 51 درصد بسیار بالاتر است. آیا سزاوار است کسانی که بر فرض از 7 تا 10 درصد جامعه ما نمایندگی می کنند، حق داشته باشند که خواسته های خود را تحمیل کنند یا جلوی خواسته های اکثریت بایستند؟

وی اظهار کرد: بر این اساس علاقه ما این است که معدل مجلسی که سر کار می آید، نماینده اکثریت جامعه ما باشد؛ و خواست اول ما این است که فضا به گونه ای نباشد که فقط اقلیتی که در جای خود هم محترم است، بتواند محور و مدار باشد و جا را بر دیگران تنگ کند. در حقیقت فعلا بیشتر باید به چه نباید باشد، بیندیشیم تا چه باید باشد؛ البته اگر آنچه باید باشد هم به دست آید، بسیار خوب است. خاتمی افزود: شعارهای آقای روحانی شعارهای خوبی بود و مردم پذیرفتند و همه قبول کردیم و رای هم دادیم اما دستاورد مهم تحقق چه نباید باشد بود. اگر مجلس عاقل، مدبر، معتدل و خوبی داشته باشیم که بیشتر از اکثریت جامعه و رویکردهایی که در جامعه وجود دارد، نمایندگی کند، همه سود می برند. باید در این زمینه تلاش کرد و کوشید که انشاءالله انتخاباتی باشد در فضای باز و آزاد و در اثر آن انسان های کارآمد، مدبر و عاقل بیایند و واقعا از خواست و گرایش اکثریت جامعه نمایندگی کنند. به نظر می رسد این کار چندان دور از دسترس نیست یعنی زمینه اجتماعی آن کاملا فراهم است و انشاءالله که زمینه های اجرایی و نظارتی انتخابات هم به صورتی باشد که این خواست که خواست انقلاب و ملت است، تامین شود و دوستان هم باید به دنبال این مساله باشند. وی در پاسخ به پرسشی درباره اینکه آقای روحانی چقدر موفق بوده یا نبوده اند گفت: باید دید که وضعیت چیست؟ معلوم است که آقای روحانی نتوانسته است به همه آن شعارها و رویکردهایی که داشته است، جامه عمل بپوشاند؛ خود ایشان هم مدعی این امر نیست. شعارها یعنی ما به آن سو می رویم، حال اینکه چقدر در این سو پیش رفتیم، بسته به موانع، مشکلات و البته تدبیر و کارآمدی کسانی دارد که شعار هم دادند. ممکن است بعضی وقت ها هم انتقاد و مشکلی باشد مبنی بر اینکه می شد بهتر از این کار کرد؛ چنان که در دوره ما هم اشکال بسیاری می تواند وارد باشد اما بخش عمده این است که چقدر می توانستیم انجام دهیم؟ خوشبختانه دولت جناب آقای روحانی در عرصه های مختلف اقتصادی، بین المللی، داخلی، سیاسی و فرهنگی از رویکردهایی که داشته، روی برنگردانده است. نمونه آن همین وزارت آموزش عالی است. به هر حال آقای روحانی رویکردی برای دانشگاه دارد که مورد قبول ما هم هست، البته مورد قبول بخش هایی از جامعه نیست اما روی این رویکرد ایستاده و هزینه هم پرداخته است. این در جامعه ما ارزشمند است.

وی بیان کرد: آثار مثبت و برکات کار دولت را در عرصه اقتصادی، فرهنگی و بخصوص در عرصه سیاست خارجی مشاهده می کنیم. باید انصاف داد؛ رساندن تورم بالای چهل درصد به 4-23 درصد کار بسیار بزرگی است. آن هم در وضعیتی که کشور در تحریم و دارای مشکل است، سرمایه گذاری در آن صورت نگرفته و رشد اقتصادی نیز در دو سال پیش 5.5 درصد منفی بوده است. این رکود تورمی حاکم بر جامعه، بیکاری، گرانی و مسایل دیگری که وجود داشت، واقعا وحشتناک بوده است. بدتر از آن لطمه ای است که به زیرساخت های کشور در عرصه های مختلف خورد. این مشکل را نمی توان یک شبه حل کرد اما پایین آوردن تورم حدود 46 درصدی به 4-23 درصد واقعا کار بزرگی است؛ البته باید این را در جامعه توجیه کرد. خاتمی توضیح داد: کاهش تورم به معنای ارزانی در جامعه نیست بلکه نشان دهنده کاهش شدت گرانی در جامعه است. به این معنا که اگر امسال برای خرید باید 45 درصد بیشتر نسبت به قیمت سال گذشته می پرداختند، در حال حاضر باید 24 درصد بپردازند یعنی 20 درصد کمتر می پردازند اما هنوز نسبت به سال گذشته 25 درصد گران شده است. نمی توان انتظار داشت که ارزانی شود. بله! ما هم دوست داریم ارزانی باشد اما مگر دولت گفته بود که ظرف یکسال ارزانی ایجاد می کند؟ می توان گفت مسیر، مسیر درستی است و در حال پیش رفتن است اما در مسایل سیاسی و فرهنگی کمی مشکلاتی وجود دارد که اتفاقا خود آقای روحانی هم تحت فشار هستند.

وی ادامه داد: به اعتقاد من برخوردهایی که صورت می گیرد، بیش از اینکه با هدف تحت فشار قرار دادن جناح های سیاسی باشد، برای فشار آوردن به آقای روحانی است تا به او بگویند ما هنوز هستیم و قدرت داریم و نمی گذاریم به آن شکل که شما می خواهید کار انجام بگیرد. در عرصه هایی که می توانند و دستشان می رسد حتی در زمینه مذاکرات خارجی هم بسیار تلاش می کنند اما باید انصاف داد که خوشبختانه رهبری حمایت می کنند و دلشان می خواهد با آبرومندی و حفظ مصالح ملی و انقلابی مسایل حل شود. خاتمی با بیان اینکه در جاهایی که پشتیبانی رهبری وجود نداشته باشد، طبعا اثر کار آنهایی که کارشکنی می کنند، بیشتر می شود افزود: دولت آقای روحانی امکاناتی بی نهایت ندارد باید پیشرفت کارها را با توجه به امکانات ارزیابی کند دولت در انجام مسوولیت خود اولویت هایی را در نظر می گیرد و همه دولت ها همین طور هستند، ما هم همین طور بودیم. ما این اندازه سرمایه نداریم که برای حل همه این مشکلات به کار اندازیم، البته باید حل همه مشکلات، مورد توجه دولتِ آینده نگر و گسترده اندیش باشد و فکر کند اما در عمل بالاخره باید اولویت هایی در نظر بگیرد. اولویت ایشان این بود که مشکل خارجی را حل کند یعنی مساله ای که چنگ بر گلوی کشور انداخته و دولت و کشور را به نفس نفس انداخته بود و این رویکرد درستی بود.
خاتمی گفت: مشاهده می شود که فضا نیز بسیار متفاوت شده است و آثار روانی آن در جامعه وجود دارد؛ حتی بخش قابل توجهی از موفقیت های فعلی در اقتصاد، تاثیر روانی رویکردی است که دولت دارد. البته تا حدی نیز امکاناتی عینی فراهم شده است. بخشی از دارایی های کشور بیشتر در اختیار مردم قرار گرفته، روابط با خارج از کشور بیشتر و بهتر شده است. به هر حال توسعه و پیشرفت جز با همراهی جامعه بین الملل، استفاده از ثروت جامعه بین الملل، استفاده از دانش و فناوری های جدید و نیز حضور در بازارهای جهانی میسر نیست. نمی توان درهای کشور را به روی دنیا بست و پیشرفت هم کرد. در آن صورت مانند آلبانی می شویم که در زمان انورخواجه و کمونیست ها وجود داشت یا چیزی نظیر کره شمالی فعلی که می دانیم چقدر وضع مشکلی دارد.

خاتمی یادآوری کرد: ما باید با حفظ منافع و اصولی که داریم، با دنیا رابطه داشته باشیم. هر دولت متعهدی باید پایبند به مصالح ملی و منافع کشور باشد و سر منافع و مصالح کشور کوتاه نیاید اما بتواند رابطه برقرار کند. دو اصل تنش زدایی و تعامل که در دولت ما بود، همین بود. در آن دوره هم تنش زدایی به معنای کوتاه آمدن سر مصالح نبود؛ البته تاریخ قضاوت خواهد کرد. امروز هم می توان قضاوت کرد که در آن هشت سال بیشتر منافع، مصالح و عزت ملی حفظ شد یا بعد از آن؟ در عین حالی که از امکانات دنیا استفاده شد. او در ارائه مثالی به منطقه عسلویه اشاره کرد و گفت: منطقه عسلویه، زمینی خشک، شور و بیابانی بود که به کانون زنده تولید اقتصاد با متجاوز از هفتادهزار نیروز کارآمد تبدیل شد. ما سالی هفتصد، هشتصد نفر فقط از فارغ التحصیلان دانشگاه های خودمان را در آنجا می گرفتیم؛ به علاوه بسیاری از نیروهای کار تخصصی، با مهارت و نیز نیروهای خارجی در آنجا کار می کردند. شاید در آن دوران متجاوز از سی-چهل میلیارد دلار پول در عسلویه سرمایه گذاری شد که بخش قابل توجهی از آن از امکانات خارجی بود که هم از تکنولوژی خارجی و هم از سرمایه های خارجی استفاده می کردیم. متاسفانه وضعیت ما به گونه ای بود که مشارکت خارجی که ارزان تر و بهتر تمام می شد، چندان آسان نبود اما به صورت فاینانس و بیع متقابل سرمایه گذاری شد. کل صادرات غیر نفتی ما در دوره اصلاحات شامل ده تا دوازده میلیارد دلار می شد، در حالی که آقای احمدی نژاد به درستی می گوید که متجاوز از بیست میلیارد دلار صادرات غیر نفتی داشته است. در این مساله باید دید این صادرات غیر نفتی چیست؟ عمده آن پتروشیمی بود. این نکته قابل توجه است که در زمان آمدن من به دولت، 500میلیون دلار درآمد پتروشیمی بود و وقتی از دولت می رفتم، صادرات پتروشیمی کشور حدود سه میلیارد دلار بود. و مرتب طرح ها به ثمر رسید تا زمانی که ایشان می رفت شش-هفت میلیارد دلار فقط پتروشیمی بود که صادر می شد. این موارد را به درستی، جزو صادرات غیر نفتی آوردند؛ البته ما میعانات نفتی را جزو درآمد نفتی حساب می کردیم و آقایان حساب نمی کردند.
خاتمی گفت: با سرمایه گذاری آن روز و با تنش زدایی و تعامل با دنیا با حفظ مصالح کشور بود که مملکت کار کرد. ما کار می کردیم و خط قرمزهای منطقی و معقول هم داشتیم که ما کلا رعایت می کردیم البته مهم ترین خط قرمز باید این باشد که منافع و مصالح ملی لطمه نبیند. وی ادامه داد: البته هر کاری انجام شود، کسانی که طرف مقابل ما در دنیا هستند، بهانه جویی می کنند، گرچه من معتقدم که دولت فعلی آمریکا می خواهد ماجرا حل شود و شاید در زمان ما بیشتر بازیگری می کردند. به همین دلیل بود که ما هم تدبیر کردیم و طرفمان را اروپایی ها قرار دادیم. آمریکا کنار بود در حالی که بعد از دولت اصلاحات، ابتکار عمل در مقابله با ایران به دست آمریکا و بعد هم شورای امنیت افتاد. منظور این است که تمام حرف امروز ما این است که تحریم ها لغو شود در حالی که زمان ما اصلا تحریم های شورای امنیت نبود که بخواهد لغو بشود. به هر حال آقای روحانی اولویت خود را این موضوع قرار داده که انصافا هم کار درستی است.

رییس بنیاد باران بیان کرد: شاید بتوان گفت دولت در مسایل سیاسی و فرهنگی از جمله حصر و زندانیان می توانست بهتر عمل کند اما این را هم باید گفت که این موضوعات دست دولت نیست امکانات دولت محدود است و نمی تواند در همه جا صرف شود. از سوی دیگر می توان گفت که امکان داشت کمی جدی تر با این مساله برخورد می شد و مطالبه دولت در این زمینه بیشتر بود. خاتمی گفت: از جمله اولویت ها در این زمینه این است که لااقل به وضع زندگی آنهایی که محصور و محبوس هستند، رسیدگی شود که انصافا آقای روحانی در این زمینه کار کرده‌اند و کسانی مامور شده‌اند که به وضع زندگی و بخصوص سلامت عزیزان دربند بیشتر رسیدگی کنند و می‌کنند. رییس بنیاد باران در ادامه به نسبت میان فرهنگ و سیاست اشاره کرد و گفت: هیچ سیاستی نیست که مبتنی بر یک سلسله رویکردهای فکری و ارزشی نباشد و اصلا بینشی که انسان نسبت به جهان و انسان دارد،در اینجا به نوعی اولویت در فرهنگ و تاثیرگذاری آن در سیاست مشاهده می شود اما وقتی سیاست که با زندگی روزمره مردم و عینیت زندگی سر و کار دارد، مستقر شد به نوبه ی خود در فرهنگ اثر می گذارد. به این معنا که اگر از دل فرهنگ، یک سیاست استبدادی درآید، خود این استبداد سبب تقویت فرهنگ استبدادی می شود یا اگر سیاست، سیاست مبتنی بر تکنولوژی باشد، خود تکنولوژی روی اخلاق، رفتار و فرهنگ انسان ها اثر می گذارد.

خاتمی با توجه به اینکه حاضران از دانشجویان دانشگاه مفید که دانشگاهی با گرایش اسلامی و در حوزه علمیه قم است بودند، به نکته هایی مهم اشاره کرد. وی گفت: مساله دیگری که در حال حاضر اهمیت بسیاری برای ما دارد، و در حوزه علوم انسانی در خور توجه است این است که با انقلاب بزرگمان به کدام سو می رویم و می توانیم برویم و تکلیف ما را نسبت به نظام و جامعه و انقلابمان بیشتر روشن می کند. او گفت: هگل که تاریخ را بستر جریان عقل با روح می دانست در باب تحولات تاریخی و بخصوص تحولات فکری مطالب جالبی دارد. هگل، اصطلاحی استعاری را به کار می گیرد که به اسطوره های قدیم مربوط می شود؛ می گوید که «جغد مینروا شامگاهان بال خود را می گشاید». از این استفاده می کند برای بیان اینکه عقل در هر دوره زمانی به اوج خود می رسد که پایان دوران یا یک تمدن است. به این معنا که بروز و ظهور عقلانیت خاص هر دوره ای در پایان آن دوره مشاهده می شود و وقتی به کمال خود می رسد که انحطاط آن تمدن شروع شده و تمدن از بین رفته یا در حال از بین رفتن است. در این زمینه می توان نمونه هایی را ذکر کرد. به طور مثال اوج تفکر یونان در قرن چهارم و پنجم قبل از میلاد و در زمان سقراط، افلاطون و ارسطو است. این امر کی رخ می دهد؟ در زمان آقای ارسطو دولت شهرهای یونان از بین رفت، مقدونیه آمد و بعد به صورت یک نوع دیکتاتوری فراگیرتر جانشین دولت شهر شد، یعنی تفکر آن دوران وقتی به اوج خود می رسد که تمدنی که زاینده آن است، به پایان خود می رسد.

وی ادامه داد: مثالی دیگر در دوره قرون وسطی است که البته تفکر عقلانی در آن دوره مورد نظر من است. اگر اوج تفکر الهیاتی قرون وسطی را در سن توماس آکویناس در قرن یازدهم - دوازدهم ببینیم، می توان گفت تقریبا همزمان با پایان قرون وسطی است و این تفکر در موقعی به اوج خود می رسد که تمدن قرون وسطائی به پایان خود می رسد. مثالی دیگر، این بار در مورد تمدن اسلامی است؛ حکمت متعالیه صدرالمتالهین که جمع بین حکمت مشا، اشراق، تصوف و عرفان و به یک معنا کلام است، می توان گفت که عقلانیت موجود در تمدن اسلامی در ملاصدرا به اوج می رسد. یعنی اگر شکوه تمدن اسلامی در قرن های چهارم و پنجم هجری بوده است در دوره ملاصدرا تنزل می کند و آثار انحطاط را در آن می توان دید. در حالی که تفکر مربوط به تمدن اسلامی با ملاصدرا به کمال می رسد. خاتمی بیان کرد: وقتی از گفت وگوی تمدن ها صحبت می شود، باید دانست که فعلا یک تمدن مسلط (که توسعه طلب هست) وجود دارد و تمدن های دیگر در حالت ضعف و کمون به سر می برند. بله! اگر تمدن، نحوه زندگی کردن، تعامل انسان با انسان های دیگر، با جهان و طبیعت و مسایل دیگر و راهکارهایی باشد که برای زندگی اش انتخاب می کند، این بیشتر غربی ها هستند که تعیین کننده اند.

وی توضیح داد: به طور مثال وقتی صنایع دستی فقط تبدیل به پدیده هایی زینتی می شود، این حالت پیش می آید. این صنایع دستی یک روز عین زندگی مردم بوده است؛ مردم با همان کاسه های سفالی، چاقو، زین، رکاب و دیگر وسایلی که وجود داشت، زندگی می کردند اما امروز دیگر با آنها زندگی نمی کنند بلکه به عنوان کالاهای لوکسی مطرح هستند که یک نوع زندگی در گذشته را نشان می دهند و در واقع موزه ای می شود. وقتی هم که موزه ای شد، کاربرد آن در زندگی از بین می رود یعنی آن تمدن، دیگر تمدن موجود نیست ولی به هر حال ذهن، فرهنگ و ارزش های ما که متعلق به یک تمدن و فرهنگ دیگر هستیم، متفاوت از ارزش ها و ذهنیتی است که تمدن جدید را ساخته یا از تمدن جدید برآمده است. اینجاست که باید گفت وقتی در گفت وگوی تمدن ها و فرهنگ ها سخن می گوییم بیشتر گفت وگو بین فرهنگ هاست تا گفت و گوی بین تمدن ها. ما دوست داریم براساس اصول و ارزش هایی که به آن پایبند هستیم، تمدنی داشته باشیم که مزایای تمدنی که امروز هست را داشته باشد و معایب آن را نداشته باشد.

خاتمی گفت: ممکن است در این مورد کسانی خیالی و پنداری با این مساله برخورد کنند. در زمانی، شاه می گفت «ما داریم وارد دروازه های تمدن بزرگ می شویم» و منشور صادر می کرد که «ما باید این تمدن را بسازیم». برخی گمان می کنند تمدن به این شکل است. امروز هم دیده می شود بعضی می گویند که ما می خواهیم تمدن اسلامی بسازیم یعنی وارد کدام تمدن اسلامی؟ آن تمدن اسلامی که پاسخگوی نیازهای انسان قرن چهارم و پنجم هجری بوده است؟ تمدن اسلامی که محور و مدار سیاست آن استبداد و دیکتاتوری نفس گیر توجیه شده توسط دین و فلسفه بوده است یا جامعه و مدنیتی که با دنیای امروز مناسبت دارد؟ بنده زمانی آمد گفتم که جامعه مدنی ما ریشه در مدینه النبی دارد. دو سوء تفاهم پیش آمد؛ عده ای گفتند که این خاتمی اصلا جامعه مدنی را نمی فهمد و می خواهد ما را به ساز و کارهایی که در جوامع قبیلگی و دنیای محدودی که با شمشیر و نیزه می جنگیدند و... برگرداند. عده ای دیگر هم گفتند چون خاتمی گفته که می خواهیم مدینه النبی درست کنیم، پس این کار خوبی است. در حالی که اصلا اینجوری نبود. جامعه مدنی ما که جامعه مدنی متعلق به دنیای امروز است و جامعه مدنی امروز با نظام های دموکراتیک سازگار است ولی معتقدیم می توان جامعه مدنی به معنی امروزش داشت و ریشه های آن را در مدینه النبی می توان پیدا کرد. در مدینه النبی ارزش ها و اصولی بود که قالب هایش در آن زمان به آن شکل بود اما آن ارزش ها ثابت است. من دلم می خواهد آن ارزش ها در جامعه مدنی و پیچیده امروز که نهادهای مدنی واسطه میان حکومت و جامعه هستند، مستقر بماند.

رییس بنیاد باران با اشاره به تعبیر دیگر خود مبنی بر اینکه «ما نیازمند تجدد هستیم» توضیح داد: تجدد به معنی مدرنیته ای که در غرب به وجود آمد، متعلق به تاریخ غرب است. این امور هم امور تاریخی است و امور مطلق فراتاریخی نیست. این اشکالی است که بعضی از پدران ما هم داشتند و می گفتند که شما می خواهید متجدد بشوید، باید از فرق سر تا ناخن پا فرنگی شوید و گمان می کردند با فرمان دادن اینها ما متجدد می شویم. در حالی که این میسر نیست. ما تاریخ، گذشته، ارزش ها و هویت تاریخی و فرهنگی دیگری داریم. غربی که مدرنیته را به وجود آورده است، هویت، تاریخ، مسایل و حوادث تاریخی خود را دارد. شما که تاریخ و شرایط دیگر دارید، نمی توانید مدرن بشوید به آن معنایی که آنها می گویند. تازه اگر هم بتوانید بشوید، مطلوب نیست اما جهان تغییر کرده است. وی با بیان اینکه «تحول، تقدیر الهی است که صورت گرفته و ذهن و زندگی انسان ها عوض شده است» بیان کرد: شما نمی توانید با معیارهایی که متعلق به دنیای تحول نایافته چند قرن پیش باشد، زندگی کنید. باید نو شوید و باید از نو بسازید. ما نیازمند یک نوع تجددی هستیم اما تجددی که پایه و ریشه در سنت خود ما داشته باشد البته با قبول این مطلب که در سنت هم می توان اجتهاد کرد. البته یک سلسله ارزش های ثابت و مهم وجود دارند که باید آنها را رعایت کرد. «ﻟﻘﺪ ارﺳﻠﻨﺎ رﺳﻠﻨﺎ ﺑﺎﻟﺒﯿﻨﺎت و اﻧﺰﻟﻨﺎ ﻣﻌﻬﻢ اﻟﮑﺘﺎب و اﻟﻤﯿﺰان ﻟﯿﻘﻮم اﻟﻨﺎس ﺑﺎﻟﻘﺴﻂ» جامعه ای که ارزش نبوی در آن وجود دارد، جامعه ای است که قسط بر او حاکم است یا «بعثت لأتمم مكارم الأخلاق» جامعه آن جامعه ای است که معیارهای اخلاقی بر او حاکم است. هر دو اینها در دنیای مدرن امروز گم شده است.

خاتمی افزود: در روابط بین المللی ببینید که امروز سیاستمداران و قدرت های غرب چه می کنند. من این را قبول ندارم که دیگران کلاسی گذاشته اند و آمده اند داعش را درست کرده اند اما به هر حال بخش قابل توجهی از این افراط و خشونت گرایی که در دنیای اسلام و غیر دنیای اسلام است، ناشی از خشونت هایی است که قدرت های استعماری و نواستعماری انجام داده اند و راه ها را بسته اند یعنی راه دموکراتیزه شدن جوامع ما را با حمایت از رژیم های مستبد و خونخوار موجود یا با کودتا و جنگ ها و سرکوب ها و تحقیرهایی که کردند، بسته اند. اتفاقا باید گفت که خشونت گرایی امروز، عکس العملی است از خشونت گرایی ای که در تمدن غرب بخصوص در خارج مرزها و روابط خارجی اش وجود داشته است. البته در چنین فضائی وقتی ظاهر گرائی، قشریگری و تعصب نابجا و عقب افتادگی از زمان وجود داشته باشد عنصر خشونت رشد می کند و حتی تقدس می یابد چنانکه آنرا در میان بعضی گرایش های به اصطلاح اسلامی می بینیم. من تمدنی که در آن این خشونت و بی عدالتی باشد را نمی خواهم. من مسلمان، ایرانی و وابسته به فرهنگ خود هستم اما باید نو شوم. شما باید به پرسش ها و نیازهای امروز پاسخ بگویید. فقها و علمای ما باید این نواندیشی را در اندیشه خود داشته باشند.

رییس جمهور پیشین ایران با تاکید بر اینکه «ما نیازمند یک نوع تجددی هستیم که ریشه در سنت خود ما داشته باشد» گفت: خود سنت هم اجتهادپذیر است. منظور از سنت، آن سنتی نیست که در قرآن و آیه «لن تجد لسنة الله تبدیلا» اشاره شده که سنت خدا تبدیل نمی پذیرد. خداوند اراده کرده است که انسان ها بیدار شوند و زیر بار ستم نروند و اراده خداوند و سنت او در تاریخ تحقق خواهد یافت و آثار تحقق آن را می بینیم. امروز، تحولی که بشری است و نه غربی اینست که انسان ها همه به این نتیجه رسیده اند که استبداد بد است و انسان بر سرنوشت خود حاکم است. این را نمی توان انکار کرد. اراده تکوینی خدا بر این رشد و بیداری جامعه بشری قرار گرفته است و اراده تشریعی خدا هم نمی تواند مقابل این باشد. فقه، حقوق و نظامی که ما داریم باید با این تحولی که آمده است و امروز، بشر استبداد و استبدادزدگی را به هر صورتی نفی می کند، سازگار باشد.

وی با اشاره به تفاوت بشر امروز با دیروز اظهار کرد: تئوری، نظام ها و زندگی اجتماعی ای که امروز مورد قبول است با آنچه که در گذشته مورد پذیرش بود، زمین تا آسمان فرق کرده است. این تحولی است که در تاریخ و در ذهن انسان به وجود آمده و اراده تکوینی الهی بر این قرار گرفته است که معتقدم اراده تشریعی الهی که به صورت نظام ها، ضوابط، اصول و معیارها و احکام و اشکال و قالب هایی که بیان می شود، باید متناسب با این جریان باشد. به هر حال شما بروید به فکر تجددی باشید که جوابگوی نیازهای زندگی امروزتان باشد و در عین حال نسبت به هویت تاریخی خود پایبند باشید؛ ما به عنوان مسلمان، پیرو پیامبر(ص) و شیعه حضرت علی(ع) می توانیم آن ارزش ها را بیابیم و به کار گیریم. به ویژه از امیرالمومنین(ع) که محور یک حکومت عینی بعد از پیامبر(ص) است. خود پیامبر موقعیت خاصی داشت اما قرار گرفتن امیرالمومنین در آن موقعیت، می تواند ملاک ها و معیارهای خوبی به ما دهد که خداوند خواسته است چگونه زندگی کنیم؟ حکومت و روابطمان با دیگران چگونه باشد؟ البته بشر امروز با بشر دیروز فرق کرده است؛ مسایل و پرسش های بشر امروز متفاوت با دیروز است و دین خدا نیز اگر جاودانه است که هست، باید بتواند به این پرسش ها، پاسخ ها و نیازهایی که متعلق به امروز است، جواب دهد.


درخواست میرزاده همراه با تقدیر از نگاه عدالت‌گرایانه نمایندگان مجلس
به فرهادی رای اعتماد بدهید
کارنامه علمی و اجرایی دکتر فرهادی بسیار مثبت و قوی است و هر کاری که به عهده ایشان بوده با قوت و سلامت انجام شده است
فرهیختگان| رئیس دانشگاه آزاد اسلامی گزینه پیشنهادی دولت برای وزارت علوم را مرد علم و عمل خواند و از نمایندگان مجلس شورای اسلامی خواست به او رای اعتماد بدهند. حمید میرزاده، در جلسه هیات‌رئیسه دانشگاه آزاد اسلامی از معرفی محمد فرهادی به‌عنوان پنجمین گزینه دولت برای تصدی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری استقبال کرد.
تعداد بازدید : 4


رئیس دانشگاه آزاد اسلامی در این جلسه از معاون ورزشی دانشگاه آزاد اسلامی و سازمان بهزیستی برای انتقال تیم فوتسال بهزیستی به دانشگاه تشکر کرد و گفت: «با تلاش‌های معاونت محترم ورزش و همکاران ایشان، در توسعه فعالیت‌های ورزشی دانشگاه آزاد اسلامی جهش ایجاد شده است.»
میرزاده همچنین به نامه 200 نفر از نمایندگان مجلس شورای اسلامی برای تقدیر از مدیریت دانشگاه آزاد اسلامی اشاره کرد و گفت: «به اعتقاد من این نامه تنها تقدیر از مدیریت دانشگاه آزاد اسلامی نیست بلکه پشتیبانی از تصمیمات هیات‌رئیسه و مدیران دانشگاه و کارکنان خدوم آن است که با تدبیر و تلاش بی‌وقفه فعالیت می‌کنند.»
پیش از این 200 نماینده مجلس از رئیس دانشگاه آزاد اسلامی به دلیل برقراری عدالت در توزیع تحصیلات تکمیلی، تشکر کردند. میرزاده از این نمایندگان هم تشکر کرد و توسعه تحصیلات تکمیلی پس از سه دهه را یک خیزش علمی دانست که می‌تواند رشد و توسعه علمی و اقتصادی کشور را به دنبال داشته باشد.
او گفت: «نامه نمایندگان مجلس به مدیریت دانشگاه آزاد اسلامی نشان می‌دهد اگر در جایی خدمت صورت گیرد، نمایندگان بدون توجه به مسائل سیاسی و جناحی به آن توجه خواهند کرد.»
رئیس دانشگاه آزاد اسلامی همچنین به پیشنهاد شدن محمد فرهادی برای تصدی وزارت علوم از طرف رئیس‌جمهور اشاره کرد و گفت: ‌«از نمایندگان محترم مجلس شورای اسلامی درخواست دارم که به ایشان رای اعتماد دهند چراکه کارنامه علمی و اجرایی دکتر فرهادی بسیار مثبت و قوی است و هر کاری که از اول انقلاب به عهده ایشان بوده با قوت و سلامت انجام شده است.»
 پیش از فرهادی و بعد از استیضاح رضا فرجی‌دانا، دو گزینه دولت نتوانستند رای اعتماد مجلس را کسب کنند و دولت امیدوار است این بار با معرفی فرهادی، کابینه‌اش تکمیل شود. میرزاده گزینه دولت را مرد علم و عمل خواند و ابراز امیدواری کرد با توجه به سابقه او در وزارتخانه‌های علوم و بهداشت، دانشگاه‌های ایران در زمینه‌های علمی، پژوهشی و فناوری به توسعه دست یابند.
میرزاده به برگزار شدن همایش «مدیریت پروژه، ازدیاد برداشت و بهینه‌سازی مخازن نفت» در دانشگاه آزاد اسلامی اشاره کرد و فعالیت 200 دانشمند و نخبه در زمینه صنایع نفت و گاز در بیشتر از 40 واحد این دانشگاه را عاملی برای نقش سودمند و موثر آنها در پروژه‌ همکاری دانشگاه آزاد اسلامی و وزارت نفت دانست.
این دو نهاد پیش از این برای همکاری در بهینه‌سازی مخازن دو میدان نفتی کشور به توافق رسیده‌اند.
 میرزاده گفت: «اگر پروژه دانشگاه آزاد اسلامی با وزارت نفت موفق شود، راه پروژه‌های مختلفی از صنعت به سوی دانشگاه آزاد اسلامی باز خواهد شد.» او از آمادگی دانشگاه آزاد اسلامی برای همکاری با هر شخص و نهادی خبر داد که در ارتباط با بهینه‌سازی مخازن نفت تخصص دارد. در جلسه هیات‌رئیسه دانشگاه، ایجاد و بهره‌برداری از جاده سلامت در واحد علوم و تحقیقات که به وسیله معاونت عمرانی مطرح شد به تصویب رسید.
 همچنین برای ادامه پروژه‌های عمرانی با پیشرفت فیزیکی کمتر از 50درصد مقرر شد کمیته‌ای برای ارزیابی وضعیت طرح‌ها، تشکیل و با توجه به تاکید رئیس دانشگاه، بنابر صرفه و صلاح دانشگاه آزاد اسلامی و با نیازسنجی، در هر مورد تصمیم‌گیری شود. گزارش‌های کمیسیون‌های تخصصی هیات‌رئیسه و معاون برنامه‌ریزی در این جلسه قرائت و نحوه همکاری با استادان نیمه‌وقت بررسی شد.



 
 زنده یاد مرتضی پاشایی خواننده جوان پاپ کشور پس از تحمل یک دوره بیماری بامداد جمعه 23 آبان در بیمارستان بهمن درگذشت.
 



تاريخ : بیست و نهم آبان 1393 | 14:51 | نویسنده : توکلی
کیهان حكم فرهادی را هم صادر كرد؛ فتنه‌گر!
 

گروه سياسي: روزنامه کیهان نوشت:  محمد فرهادی در مرداد ماه 88 نامه‌ای را به همراه خاتمی، موسوی و افراطیون دیگری نظیر محسن آرمین، قربان بهزادیان‌نژاد، محمدعلی توفیقی، سعید سمنانیان، محمد سلامتی، عباس عبدی، ابوالفضل قدیانی، عبدالله ناصری، محمدعلی نجفی، هاشم هدایتی و... امضا کرده که ضمن آن بازداشت و بازجویی از آشوبگران و فتنه‌گران با دوران ستم‌شاهی مقایسه شده است.



تاريخ : بیست و نهم آبان 1393 | 14:49 | نویسنده : توکلی
♥مرتضی پاشایی ♥

♥♥به نام یار♥♥

تختی که امروز خالــــــی شد....!

قلبــــــی که دیگر روی تکرار نیست ....!

صدایی که تا ابـــــد جاودانه می ماند....!

خداحافظ مرتضــــــــی...!

 



ديده هنر ايران زود رفت اما صداست كه مي‌ماند

بوي گل «پسنديده» ما، نوستالژيك‌ترين بود
 
به جرات مي توان گفت چشم فروبستن مرتضي عزيز ما از دنياي فاني، حكايت عبدالحليم و ام كلثوم مصر را براي ايراني‌ها رقم زد
بوي گل «پسنديده» ما، نوستالژيك‌ترين بود
منصور قنواتي

گروه مقالات: يك هنرمند، يك پديده دنياي هنر ايران از ميان ما رفت. رفتن او به ديار باقي اما معمولي و عادي نبود. حركتي خود‌جوش و به اذعان بسياري از كارشناسان جامعه شناسي ايران، شگفت آور و پيام‌دهنده در غم هجرانش ايجاد كرد، كه البته قصد اين مقال، پرداختن به چرايي و علل آن نيست. صرفا قصد اين داريم كه از زاويه هنري، درباره «پديده بودن» اين رعناي سفر كرده، كه رفتنش در تاريخ هنر و فرهنگ ايران پر عظمت شد اشاره‌اي كوتاه كنيم.

واقعا چرا مرتضي پاشايي 30 ساله به «پديده ماندني» فرهنگ و هنر ما، بدل شد؟ عظمت قدرشناسي از هجران اين عزيز، در دنياي فرهنگ و هنر را هرگز به اين وسعت نمي توان در تاريخ گذشته دور و معاصر ايران، به ياد آورد. او فقط سي بهار را گذرانده بود و چند سالي بيش نبود كه وارد عرصه حرفه‌اي هنر و موسيقي شده بود. فقط سه آلبوم و حدود 35 آهنگ و ترانه را اجرا كرده بود اما عجيب بود كه همه ترانه هايش به دل مي نشست. صداي سوزناك او مثال نداشت. بسياري از خوانندگان شهير دنيا، از هر آلبومشان شايد 2-3 ترانه شان به دل مي‌نشيند ولي مرتضي سفر كرده ما، همه ترانه‌هايش با مردم حرف مي‌زد. از اين حيث او يك پديده بود.

تاريخ هنر ايران تاكنون چنين پيشينه‌اي از بزرگداشت اين چنيني و به تعبير درست «سنگ تمام گذاشتن» براي يك هنرمند، را در حافظه خود به ياد نمي‌آورد. مرتضي در آغاز راه بود و صرفا او را مي توان يك «پديده در دنياي هنر و موسيقي ايران» ناميد تازه بسياري از حتي علاقمندان موسيقي، هنوز او را نمي‌شناختند و يك آهنگش هم به گوششان نخورده بود، به همين روي با قاطعيت مي‌توان گفت اگر دست تقدير نبود و او چند سالي ديگر در اين دنيا مي‌ماند به يك اسطوره بسيار بزرگتر تبديل مي شد اما دريغا كه ...

درگذشت او را به نوعي مي توان با درگذشت بزرگان عرصه هنر و فرهنگ در جهان مقايسه كرد. براي مثال مي توان اين رخداد را با مصر، كه همچون ايران ما، از فرهنگي غني و مردمي ريشه دار برخوردارند، مقايسه نمود. آن زمان كه براي دو اسطوره موسيقي اصيل مصر، ملتي اندوهناك و غمين شده و ميليون‌ها مصري براي درگذشت «عبدالحليم حافظ» و «ام كلثوم» حركتي بزرگ و خودجوش ايجاد كردند و اشك ريختند. از اين منظر به جرات مي توان گفت چشم فروبستن مرتضي عزيز ما از دنياي فاني، حكايت عبدالحليم و ام كلثوم مصر را براي ايراني‌ها رقم زد.

همين بود كه ناباورانه، صدها هزار نفر براي جسم او، خالصانه در غم رفتنش به خيابان آمدند و اشك ريختند. جنس هنر را البته با هيچ معياري هم قابل ارزيابي نيست. لذا نبايد و نمي توان رفتن پاشايي دوست داشتني را مثلا با معيارهاي سياسي تحليل كرد. البته مي توان اين حركت ايجاد شده را تحليلي اجتماعي كرد و نتايجي اجتماعي از رخدادها و روندي كه پيرامون ما مي‌گذرد، از آن گرفت اما لزوما همه عامل اين اشك‌هاي خالصانه، ريشه اجتماعي نداشت. با برخي ادا و ادعاهاي شبه روشنفكرانه هم نمي توان كنار آمد. سريع نبايد اين تحرك اجتماعي را به خاطر مثلا مقايسه با اثرگذاري كمتر درگذشت بزرگان عرصه هنر مقايسه كرد و از اين طريق، يك جامعه و يك ملت و باورهايشان را به زير سئوال برد. بدانيم كه هر گلي بويي دارد. اما بوي گل «پسنديده» ما، نوستالژيك‌ترين بود. شبيه حال و هواي هميشگي ما ايرانيان!

پاشايي يك هنرمند بود. در خانواده‌اي مذهبي رشد كرده بود اما چون خداوند، صدايي ماندگار و حنجره‌اي بي بديل به او عطا كرده بود پدر و خانواده‌اش او را از خواندن و خوانندگي نهي نكردند. مرتضي بچه جنوب شهر تهران بود. با يكي از پرسنل بهارنيوز هم محله بود. سالها با او دوست و هم محله بود و فوتبال بازي مي‌كرد. او بود كه مرتضي را حدود سه سال پيش و هنگامي كه كمتر كسي او را مي شناخت به نگارنده معرفي نمود و اولين CD ترانه‌هايش را به دفتر كارمان آورد و عجيب كه همه ما از من سردبير تا همه همكارانم عاشق صدايش شديم، از نگارنده دهه چهلي گرفته تا دهه شصت و هفتادي‌هاي دفتر! به جرات مي گويم نگارنده، كه حدود 20 سال از مرتضي سن بيشتري دارد در اين 3 سال كمتر پيش آمد كه آهنگ ديگري به جز ترانه‌هاي او را در اتومبيلم گوش كنم، به گونه‌اي كه همواره ديگر صداها را با صوت او مقايسه مي‌كردم!  ظاهرا بر اساس اين باور «‫آنچه از دل بر آید لاجرم بر دل نشیند» او را مصداق سخن دل يافتم.

اين ها را همه نوشتم تا شايد اندكي بيشتر و افزون‌تر، عمق هنر و صداي اين جوان رعناي سفر كرده را بيشتر ترسيم كرده باشم. بر اين موضوع هم مفتخريم كه رسانه ما يكي از نادرترين رسانه هاي خبري داخلي بود كه از سه سال پيش تاكنون همواره از او مي‌نوشت و خبرهاي بيماري و برنامه‌هاي او حتي آهنگ هاي جديدش را به اطلاع مخاطبان مي رساند. بماند اينكه برخي دوستان هم صنف رسانه اي ما، به طعنه بهارنيوز را به خاطر پوشش خبرهاي مرتضي، به يك رسانه زرد و بي (Level)! نام برده و تمسخر‌مان كردند!

اما روز يكشنبه كه به همراه برخي ديگر از همكارانم در ميان سيل مردم در خيابان انقلاب از چهارراه وليعصر تا چهارراه كالج) براي بدرقه «پسنديده» هنر ايران رفتيم بر خود باليديم كه حداقل با وجوديكه مورد سئوال، استهزا و اتهام قرار گرفته بوديم، در اين سه سال از كسي نوشتيم كه رفتنش، حداقل به يك برگ ماندگار در تاريخ هنر و فرهنگ مبدل شد. به اين هم مفتخر شديم كه نحوه كارمان درباره او مصداق «مرده‌پرستي» نشد! روحش شاد. خداوند به همه بازماندگان داغدارش، خصوصا به پدر و مادرش، صبر عطا فرمايد و به نسل جوان و همه آناني كه در اين سالها صدايش را شنيدند و با آن زندگي كردند ... و همه اهالي فرهنگ و هنر و مردم قدرشناس ايران، هجرانش تسليت باد.
تلخ است كه پديده هنر ايران زود رفت اما به ياد داشته باشيم كه اين صداست كه مي‌ماند.
.............................................................